تاریخ تولد : 1350
تاریخ شهادت : 1367/1/5
محل شهادت : دربندیخان عراق
نشانی مزار : امامزاده عباس(ع)
ناحیه : 7


 

شهید غلامرضا سعادتی در سال 1350 در تهران دیده به جهان گشود . او پس از گذراندن دوران طفولیت راهی مدرسه شد و تا سال اول دبیرستان به تحصیل خود ادامه داد . با شروع جنگ تحمیلی از سوی بسیج محل عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید و در تاریخ 5/1/1367 در منطقه دربندیخان عراق به فیض والای شهادت نائل آمد . فرازهایی از وصیتنامه شهید غلامرضا سعادتى : ... آنكس كه شهادت را پذيرفته باشد هرگز اسارت و ذلت نخواهد داشت زندگى چندين ساله حضرت على (ع) خود نمونه‌اى والا و پرشكوه از مجاهدات و مبارزات در راه ايمان و اخلاق است. مبارزه‌اى كه آخرين ساعات لذت‌بخش آن با نداى فزت و رب الكعبه پايان گرفت . آرى همه بايد اين دنياى فانى را ترك گويند و چه بهتر كه خاتمه زندگى ما همانند خاندان ائمه اطهار (ص) باشد ... آشكار است كه دنياپسندان و دنياپرستان از يك سو براى رسيدن به جاه و جلال و مال منال و از يك سو براى دست يافتن به كليه قدرتها و از سوى ديگر براى لذت بردن از نعمتهاى زندگى در سراسر عمر خويش و راحت و آسايش تلاش مى‌كند.آرى در ميان بودن ما چه فايده‌اى كه مفاسد و غيره بسيار است . لاجرم ما به چنين راهى قدم بر مى‌داريم ، راهى را كه على (ع) در محراب خون و حسين بن على در كربلاى سوزان با يارانش به سوى پروردگار شتافتند و اگر فيض شهادت نصيبم گشت آنان كه پيرو خط امام خمينى نيستند و به ولايت او اعتقاد ندارند بر من نگريند و بر جنازه من حاضر نشوند اما باشد كه دماء شهدا آنان را نيز متحول سازد و به وحدت الهى نزديكشان كند. شما اى پدر و مادر و برادرانم و خواهرانم ! مى‌دانيد كه من به آرزوى ديرينه خود كه با تمام هستى به آن دلبسته بودم رسيدم و از شما مى‌خواهم كه بعد از شهادتم گريه نكنيد كسانى كه براى عزيزانشان حجله دامادى ميزنند شما هم خوشحال باشيد و در بين مردم نقل و شيرينى پخش كنيد و به همه بگوئيد كه من راه خودم را شناخته و يار آشنا مرا خواند و به لقاء او رسيدم . مادرم،پدرم،برادرانم ،خواهرانم و همه خويشان هرگاه كه به نماز ايستادم با آرزوى نزديك شدن به قرب الهى بر مى‌خواستم كه شايد خداوند مرا هم در زمره شهيدان قرار بدهد و حال با دلى آكنده از عشق به على (ع) و فرزندانش به آرزويم رسيدم و اى پدر و مادر عزيز و گراميم مى‌دانم كه نتوانستم حتى مقدارى از زحمات شما را جبران كنم و پاس زحمات شما را بدانم و انشاالله كه من را حلال مى‌كنيد و افتخار مى‌كنيد كه فرزندى را بزرگ كرديد كه در ركاب حضرت مهدى (ع) به شهادت نائل گشت و قبل از اين كه مردم شما را به صبر دعوت كنند ، شما آنها را به مبارزه با نفس و جهاد با كفر دعوت كنيد و آخرين حرفم اين است كه امام امت را تنها نگذاريد و پشتيبان ولايت فقيه باشيد و يارى كنيد جنگ را كه خداوند شما را يارى مى‌دهد و براى آخرت خود توشه‌اى بسازيد. بار الها من نمى‌خواهم كه در بستر بميرم ياريم كن تا به راهت در دل سنگر بميرم