تاریخ تولد : 1336/6/1
تاریخ شهادت : 1365/4/23
محل شهادت : اشنویه
نشانی مزار : تهران ، گلزار شهدای یافت آباد
ناحیه : 1


 
شهید محمد زندیه در سال 1336 در تهران دیده به جهان گشود. او در کودکی بسیار قلب رئوفی داشت و به امام حسین(ع) عشق می ورزید. روزی پس از دیدن مراسم تعزیه خوانی عاشورا و کسانی که اجرای نمایش می کردند به نزد مادر آمد و گفت : مامان ! امام حسین و بچه های امام حسین را در سینه زنی دیدم . تو را به خدا آنها را برای نهار دعوت کن . دلم می خواهد با امام حسین حرفهایم را بزنم . یک روز به مادرش گفت : مادر ! یک روز اگر از عمرم مانده باشد ، تو را به دوش می گیرم و به خانه خدا می برم. این شهید والامقام کاری نمی کرد که کسی از او ناراحت شود. در دوران کودکی مریضی بسیار سختی را پشت سر گذاشت و در سن 14 سالگی پدر خود را از دست داد و ناگزیر شد از همان زمان مشغول بکار شود. دو برادر مشغول بکار شدند تا بتوانند مخارج زندگی خود ، دو خواهر و مادر را تامین کنند. او در سن 22 سالگی ازدواج کرد که حاصل آن دو فرزند پسر بود که فرزند نخست شهید بر اثر حادثه ای در زمانی که در جبهه حضور داشت از دنیا رفت و یک فرزند از او به یادگار مانده است. در زندگی همیشه به خانواده تاکید می کرد که باید علی وار زندگی کنند . او پیش از انقلاب در مراحل حساس مبارزه با رژیم ستمشاهی دوشادوش دیگر مبارزین مسلمان در راهپیمایی ها شرکت می کرد ، به مجروحان امدادرسانی می نمود و در توزیع اعلامیه های حضرت امام فعال بود. یک بار نیز در حین تظاهرات بر علیه شاه با طرفداران رژیم درگیر شد و بر اثر اصابت یک آجر از ناحیه کمر به شدت مجروح گردید . وی چهار ماه نیز در زندانهای شاهنشانی بسر برد . شرکت در نمازهای جمعه و جماعت مسجد از مهمترین کارهای او در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. این شهید والامقام در دوران جنگ تحمیلی بیش از پنج بار از سوی بسیج به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شد و مدت دو سال در مناطق عملیاتی حضور داشت و بعنوان نیروی پیاده نظام مشغول خدمت بود . وی سرانجام در درگیری با دشمن بعثی در عملیات والفجر رمضان بر اثر اصابت تیر از ناحیه سر به درجه رفیع شهادت نائل آمد. خواهر شهید نقل می کند : برای آخرین بار به دیدار من که در اصفهان بودم آمد و به من گفت : من عاشق شده ام . به او گفتم : تو عاشق کی شده ای ؟ مگه زن و بچه نداری ؟ او گفت : من عشق حسین(ع) دارم. در جبهه ها به ما خوش می گذرد.